محمد نعيم

53

شرح مثنوى ( فارسى )

[ 2476 ] چون عمارت دان تو وهم و رايها * گنج نبوَد در عمارت جايها يعنى : آن ذاتى كه تو به وهم و فهم خويش گنج قرار داده‌اى ، آن ذات گنج نيست . چرا كه وهم و فهم محدود و متناهى است و اثر هستى است و مؤثّر بلند و پستى است ؛ و گنج ذات حق منزّه از بلند و پستى و مبرّا از لوث وجود خارجى و حسّى است . پس آن چيز را كه به احاطهء وهم و فهم خويش گنج ذات حق قرار داده‌اى ، آن چيز خدايى است « 1 » ، مجعول و متوهّم و الهى « 2 » است تراشيدهء تو و من . ( بيت : ) « 3 » آنچه پيش تو بيش ازين « 4 » ره نيست * آينهء « 5 » فهم توست ، اللّه نيست [ 2478 ] نه كه هست از نيستى فرياد كرد * بلكه « 6 » نيست آن هست را واداد كرد يعنى : نيستى با هستى و موسى با فرعون در جنگ و فرياد نيست كه موسى با فرعون جنگ كرده باشد ، بلكه آن نيستى آن هستى را از خود دوركننده است كه موسى فرعون را از خود دور و ردّ كرده بود ، نه آنكه با فرعون جنگ و پرخاش مىنمود كه هستى نزديكى نيستى مبغوض و مردود است ، نه محبوب و محمود است . [ 2481 ] نعلهاى واژگونه 56 است اى سليم ! * نفرتِ فرعون مىدان « 7 » از كليم يعنى : در اين عالم شعبده‌باز و حيله‌ساز نعلهاى واژگونه و خلاف ظاهر مهيّا و موجود است كه نفرت فرعون از موسى نيز از جملهء نعل واژگونه است كه فرعون به جهت مغالطهء مردم زده است تا كسى بر حال فرعون اطّلاع نيابد . چرا كه موسى همه نيستى بود و فرعون همه هستى . بايستى كه موسى از فرعون نفرت مىنمود نه آنكه فرعون از موسى / B 22 / نفرت نمايد و ليكن فرعون نعل واژگونه زده بود براى قوم و اگر نه

--> ( 1 ) . س ، ش : خدا نيست . ( 2 ) . س : واهى . ( 3 ) . س : - بيت . ( 4 ) . س : زين . ( 5 ) . س : عاينى . ( 6 ) . ش : بلك . ( 7 ) . س : ميران .